تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
100
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
1 - تركيب اتحادى . 2 - تركيب انضمامى . تركيب اتحادى آن است كه عناصر با هم مناكحه و مزاوجه و مخالطه كرده و وليدهء ديگرى از اين مناكحت و تفاعل زاييده شود به طورى كه فعلًا آن عناصر به صورت و حقيقت خود باقى نباشند ، بلكه صورت هر يك بعد از مصالحه تغيير نموده و از تأثرات هر كدام از ديگرى و از قلب و انقلاب و فعل و انفعال و تابش آفتاب و تصاعد ابخره و وجود اطبخه و مرور دهور ، كم كم مادة المواد از تحت صور عناصر بيرون آمده و البسهء صور متغايره با يك صورت بر آن وارد شده ، مثلًا ياقوت شده است . پس ياقوت فعلًا آب و خاك و باد و آتش نيست بلكه آنها مرده و اين وليده از آنها به وجود آمده كه به نحو بساطت است و لو قابل است كه باز به واسطهء تفاسد و انقلاب به اصل خود منحل شود ؛ چون « كل شىء يرجع الى اصله » و لكن فعلًا طورى نيست كه حقيقت عناصر به واسطهء اثرها به هويات خود برگشته تا موجب كثرت گردد ، بلكه يك وليده از اجتماع آنها متولد شده كه يك وجود با كمال وحدت است و لو قبلًا وجودات متكثره بوده است . عناصر متعدده بنا بر قول سلف چهار عنصر است « 1 » و بنا بر قول امروزىها سيصد عنصر است . و الحاصل : گرچه والدينِ اين شىء بسيط ، به يك معنى متكثر بوده و لكن فعلًا از كثرت خارج شده و يك صورت وحدانى به خود گرفته است ، گرچه قابل انحلال است كه اين صورت وحدانى به واسطهء تفاسد كنار رفته و والدين از آن پيدا شوند . و اما تركيب انضمامى آن است كه هر يك از اجزاء مركب ، حيثيت و هويت خود را حفظ كرده و اثر مترتبهء بر خودش را به همراه داشته باشد و فقط وحدت آنها اعتبارى باشد و همانطور كه وجود هر يك على حده و وجود مجموعى اعتبارى صرف بوده ، همچنين وحدتش هم اعتبارى مىباشد . مثلًا اين جمع كه اينجا نشستهايد ، وجود هر
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش طبيعيات ، ص 209 ؛ شرح منظومه ، بخش حكمت ، ص 275 .